سیدمحمدپارسا جونسیدمحمدپارسا جون، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 26 روز سن داره
حلما سادات جونحلما سادات جون، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره

♥پارســـــا وروجـــکــــــــ♥

کباب کوبــــــــــیده

برای ناهار امروز کباب کوبیده درست کردم آخه همسری ومحمد پارسای گلم کباب کوبیده خیـــــــــــــــــــلی دوست دارن بهمین خاطر منم دست به کار شدم محمد پارسا جونم کباب ونونه زیر کباب و خیلی دوست داره نوش جــــــــــــــــــونت عسلم وهمسری هم گفت به به!!!!!!       ...
25 مرداد 1392

لغتـــــــــــــ نامه ی پارســــــــــایی

پلاسکیک..................پلاستیک نمنون......................ممنون لُبالک......................مبارک کباک......................کباب ساندبیچ..................ساندویج اِنلجی.....................انرژی مُظابت...................مواظب حاش حانم.............حاج خانم لخــــبند.................لبخند عسک...................عکس عمو اورنگ...............عموپورنگ فعلا اینارو یادم اومد سوره ی حمد رو هم خیلی با مزه میخونی بسم الله رحمن رحیم...........ازحمدلله ربالعالمین............ازرحمنِ رحیم...................مالک یوم دین ایاک نبد ایاک نستعـــــین...............اهدن سراط المستقیم.............. ولظـــــــــ...
25 مرداد 1392

نقاشی محمد پارسا

پسر گل مامان تازگیها نقاشیهای جالبی میکشی قبلا هم نقاشی میکردی البته هرجا که دل میخواست و یواشکی مثلا روی دیوار  که خوشبختانه چون کاغذ دیواریه تونستم پاکشون کنم یا روی قران من که اونو هیچ کارش نتونستم بکنم و.... ولی بلاخره تونستم بهت یاد بدم که هرجایی جای نقاشی کردن نیست این تخنه رو از کوچیکیت داشتی ولی همیشه در حد خط خطی کردن ازش استفاده میکردی ولی حالا چند روزه نقاشیهای معنی دارتری میکشی مثلا این چغا ست که از شبکه2 پخش میشه اسم برنامش اردشیر و چغاست که تو خیلی دوستش داری  به نظر خیلی شبیه ش آفرین پسر زرنگ و هنرمندم     اینم یه دوچرخه ست که با خودکار کشیدی پسرم عاشق دوچرخه ست و اینو از روی ن...
22 مرداد 1392

عید فطر مبارک

  عید طاعت و عبادت وبندگی بر همه مومنان مبارک واسه نماز عید با آقاجون منو مامان جون واکی جون واعظم گلی رفتیم بقعه میرزا ابراهیم رضوی تو کوهسنگی بعد از نماز حلیم دادن واسه صبحانه خوشگدشت الانم میخوایم بریم اسجیل دیدن آقاجون ومادرجون پسر گلم تو این ماه رمضون خیلی خیــــــــلی ماه بودی قربون پسر خوبم برم که اصلا منو اذیت نکرد وتازه اینقد اقا بودی که تونستم برم اعتکاف !!!!!!همه ازت راضی بودن هیچکس واذیت نکردی سرباز امام زمان بایدم همینطوری باشه که همه ازش راضی باشن عاشــــــــــــــــــــقتم پسملی ...
18 مرداد 1392

پســــــــــــــر مهــــــــــــــــــــــــربون مـــــــــــــــــــن

تازگی ها شب که میخوای بخوابی  بعد از بغل و بوس بهم میگی مامان جون خیــــــــــــــلی خیـــــــلی دوستت دارم تو که گنده ای منم گنده گنده دوستت دارم قربون شیرین زبونیات برم مهربونم!!!!!!!!!! ازت میپرسم مگه من گنده ام ؟؟!!میگی آره غذا خوردی گنده شدی منم میخوام غذا بخورم وگنده بشم مثل تو و بابا جون !!!!! باز بعضی وقتا  که نصف شب بیدار میشی که آب بخوری  میگی دستت درد نکنه مامان جون خیــــــــــــلی مهربونــــــــــــــی همون نصف شبم یادت نمیره تشکر کنی !!!قربون پسر قدر شناسم بشم ایشالله همیشه همینطوری مهربونو قدرشناس باشی و بمونی عزیـــــــــــــــــــز دل مامان   ...
11 مرداد 1392

اعتکاف ماه مبارک رمضان

سلام گلــــــــــــــــــــــم اسمم برا ی اعتکاف تو حرم مطهر امام رضای مهربونم(ع) در اومده از خوشحالی تو پوستم نمیگنجم خدایا شکرت دلم لک زده بود برای یه خلوت حسابی با خدا و امام مهربونم بعد از اعتکاف ایام البیض ماه رجب تو مسجدالحرام سال 87 دیگه با اضافه شدن تو بهمون نتونسته بودم برم اعتکاف البته قبل از اونم 4-5 بار دیگه قسمت شده در جوار امام مهربونم ثانیه های چند روزیمو طلایی کنم ولی با بودن تو در کنار تو بودن  برام واجبتر بود پس از خیر این عمل مستحب گذشتم و هیچ شبی تنهات نذاشتم  ولی حالا که امام مهربونم طلبیدن امیدوارم تو هم همکاری کنی و بابا جونو اذیت نکنی امیدوارم خدا کمکم کنه تا بتونم قدر این فرصت طلایی رو بدونم تو...
11 مرداد 1392